سالهاست که با او به جدل نشسته ام.
به هر دری که زدم، از هر سوراخ سوزنی که رد شدم ،در هر دروازه بسته ای را کوبیدم ،باز نشد که نشد .
فرمان از بالاست ، گفت: به ایست. من هم ایستادم.
مثل محکومان به حبس ابد که فقط باید بنشینند و نظاره گر حرکت در دورو برشان باشند.
همه چیز و همه کس را می بینم که در حال عبورند. می ببینم که می آیند و می روند.
و چه جالب بود این دیدن ... و نمی دانستم.
آنقدر خودم داشتم می دویدم که هیچ چیز دورو برم رانمی دیدم .نگاهشان می کردم و رد می شدم اما راستش نمی دیدمشان.
اما، وقتی تنها نظاره گر باشی گاهی کفرت هم در می آید.
دیگر می بینی، اما کاری از دستت بر نمی آید. یعنی که اصلا به تو مربوط نیست. حکم ،حکم حاکم اعظم است و تو فقط باید ببینی و این دیدن، گاهی هم درد دارد.
چرا ها را که نمی دانی و اصلا تو چکاره ای مگر ،که بتوانی سر از حکمت حاکم اعظم در بیاوری. برای همین هم فرمان داده بنشینی سر جایت .
پس به خودم گفتم که شاید ، نه بیرون، که باید درون را نظاره گر باشی و به تماشای درون نشستم .
حال و هوایش را دیدم و دیدم که آنجا هم، همه چیز می آید و می رود. هیچ چیز ساکن نیست،و چه بسا اگر از ابتدا ،حرکت درونم را می دیدم ،زندگی اینقدرها هم یکنواخت و کسل کننده نبود برایم .
اینجاهم چیزی که کم نیست اخبار ریز و درشت است که از صافی عقل که همان حاکم بزرگ است می گذرند تا به کمال برسی.
احساسات کم و زیادند که می آیند و می روند و البته مدتی در اتاق انتظار حاکم بزرگ در آن بالا معطلشان می کنند ،چون اوست که انتخاب میکند. این یکی بماند و آن یکی برود، رد کارش.
اینجا حاکم بزرگ ،همه چیز را تحت کنترل دارد و البته در گذر زمان ،گاه و بیگاه خطا هایی هم از او سر میزند، که گمانم بر این است که به ایما و اشاره دل باشند .
این دل گاهی آن چنان او را با ترفند های ظریف و زیرکانه اش تحت تاثیر قرار میدهد که عقل از سرش می پرد.
این حرکات دلبرانه دل و آن خطاهای گاه و بیگاه حاکم بزرگ از نظرم پنهان نمی ماند .خوب می بینمشان. اما چشم پوشیشان میکنم. چه آن که، میدانم جایز الخطاست او هم ،حاکم اعظم نیست که اعوذ و بالله.
خوبی سکون و دیدن همین است دیگر. آن وقتها که داشتم می دویدم، نمی فهمیدم .
فقط به یکباره فرمان دهی، که دست عقلم بود، می رفت دست دلم و نمی فهمیدم که چه شد و چگونه شد، اما حال می بینمشان دیگر.
گفتم که ،خواص سکون و دیدن را...
ادامه دارد...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تشکر از همه شما دوستای گلم
یک چشمم بهتره این نوشته رو از قبل داشتم که بدون ویرایش گذاشتم مبادا دلهای مهربونتون نگران باشند.
تا بعد....دوستتون دارم